محمد مهدى ملايرى

286

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هم‌آهنگ با سياست جنگى روم در اين منطقه به حركتى برخيزد او پيش‌دستى كرده و نه‌تنها خود او را از ميان برداشته بلكه ريشهء امارت چندين صد سالهء خاندان او را هم كه پيوسته شاهان ساسانى آن را در آن خاندان باقى گذاشته بودند از بيخ و بن بركنده و امارت حيره را به يكىديگر از شيوخ عرب از خاندانى ديگر به نام اياس بن قبيصهء طائى ، كه وقتى در رويداد شكست خسرو پرويز از بهرام چوبين كه وى عازم روم بود و نياز به كمكى داشت و اياس خدمتى درخور پاداش به او كرده بود ، « 1 » واگذاشت ، ولى نه به تنهائى بلكه به همراهى يكى از مرزبانان ايرانى به نام نخورگان « 2 » و پس از چندى اين شيخ عرب را هم از امارت حيره برداشته و آنجا را هم مانند ديگر پادگانهاى مرزى ايران يك‌سره در اختيار فرمانده كلّ آن پادگانها به نام آزادبه « 3 » گذارده ، كه تا زمان حملهء اعراب به اين ناحيه در آن سمت باقى بوده ، و در اخبار جنگهاى خالد بن وليد در اين مناطق مرزى ايران اين آزادبه را هماورد او در اين ناحيه مىيابيم . « 4 » و مىتوان انگاشت كه در جريان كشف توطئهء نعمان ، آن كس كه بيش از همه در اين كار مؤثر بوده و شايد هم عامل اصلى به‌شمار مىرفته زيد بن عدى دبير عربىنويس دربار خسروپرويز بوده كه بر طبق آن داستان با نعمان دشمنى پدركشتگى داشته و به مقتضاى وظيفهء خود در ديوان شاهى كه سرپرستى امور مربوط به اميرنشين حيره بوده از كارهائى كه در آن اميرنشين صورت مىگرفته زودتر از هر كس آگاه مىشده ، و او بوده كه اين

--> ( 1 ) - به نوشتهء ابو الفرج در اغانى ( ج 2 ، ص 40 ) هنگامى كه منذر پدر نعمان را مرگ فرا رسيد ، اياس بن قبيصهء طائى را وصىّ فرزندان خود و جانشين خود در امارت حيره ساخت تا هنگامى كه كسرى ( خسرو پرويز ) كسى را به جانشينى او برگزيد ، و اياس تا وقتى كه خسرو نعمان پسر منذر را برگزيد ، چندين ماه در آنجا امارت داشت . ( 2 ) - طبرى نام اين شخص را النخيرجان نوشته و گويد او نه سال در زمان خسرو پسر هرمز در حيره فرمان راند ( طبرى 1 / 1038 ) . ( 3 ) - به نوشتهء طبرى آزادبه هفده سال در حيره فرمان رانده كه چهارده سال و هشت ماه آن در زمان خسرو پرويز و هشت ماه آن در زمان شيرويه پسر خسرو پرويز و يك سال و هفت ماه آن در زمان اردشير پسر شيرويه و يك ماه هم در زمان پوران‌دخت دختر خسرو پرويز بوده است ( طبرى ، 1 / 1038 و 1039 ) . ( 4 ) - بلاذرى ، فتوح ، ص 297 .